|
وبلاگ مخصوص دانشجویان صنایع غذایی ورودی 88
| ||
![]() داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟
آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟
-
-
-
نه من به این اراجیف اعتقادی ندارم؛ من یک واقع بین هستم
مگه تا حالا مامان رو دیدی؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 03:08 ب.ظ ] [ بهرام قاسمی ]
به گزارش نیو ادز نیوز بالاخره پس از مدتها شرکت پپسی توانست طرح تبلیغاتی خود برای تاباندن لوگوی پپسی بر روی کره ماه که با مخالفت سازمان محیط زیست ملل متحد یو.اِن.ئی.پی مواجه بود را به مرحله ی اجرا برساند. بر اساس این برنامه اولین پروژه ی آزمایشی تابش نور بر سطح کره ی ماه در تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۱۲ (۱۶ خرداد ۹۱) در منطقه خاورمیانه که شرایط مناسب تری را برای انجام این کار دارا میباشد انجام خواهد شد.
[ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مهشید سبحانی ]
روش زندگی ... دو (یک + یک) قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر میدهند... اما دوتكه سنگ هیچگاه با هم یكی نمی شوند ! پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم، فهم دیگران برایمان مشكل تر، و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان نیز كاهش می یابد... آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است. سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد. اما آب... راه خود را به سمت دریا می یابد. در زندگی به معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را، در دل نرمی و گذشت باید جستجو كرد. گاهی لازم است كوتاه بیایی... گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست و عبور کرد گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری... گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی....ولی با آگاهی و شناخت و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت.... طبقه بندی: مطالب آموزنده، [ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ بهرام قاسمی ]
آدمی در عالم خاكی نمیآید به دست عالمی از نو بباید ساخت وز نو آدمی الهی ! دانایی ده که از راه نیفتم و بینایی ده که در چاه نیفتم . الهی ! آفریدی رایگان و روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان . از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا كردی؟ فرمود چهار اصل: ۱-دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم ۲-دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم 3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش كردم 4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم ×فقر گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست. فقر ، چیزی را نداشتن است ، ولی ، آن چیز پول نیست ، طلا و غذا نیست. فقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته یک کتابفروشی می نشیند. فقر ، کتیبه سه هزار ساله ایست که روی آن یادگاری نوشته اند. فقر پوست موزی است که از پنجره یک اتوموبیل به خیابان انداخته میشود. فقر همه جا سرمیکشد. فقر شب را بی غذا سرکردن نیست. فقر روز را بی اندیشه سرکردن است.× گوشه ای از نامه چارلی چاپلین به دخترش هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان نمی توان شایسته این یافت که دختری ناخن پای خود را به خاطرش عریان کند. برهنگی بیماری عصر ماست. به گمان من، تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است. جرالدین ، دخترم ! با این پیام، نامه ام را به پایان می رسانم : انسان باش، زیرا که گرسنه بودن و در فقر مردن، هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است. دکترعلی شریعتی چه بسیار انسان ها دیدم تنشان لباس نبود و چه بسیار لباس ها دیدم که انسانی درونش نبود… چارلی چاپلین من اگر پیامبر بودم، رسالتم شادمانى بود بشارتم آزادى و معجزه ام خنداندن كودكان... نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده میدادم... تنها مى آموختم اندیشیدن را و "انسان" بودن را... [ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 01:24 ب.ظ ] [ حوریه محمدپور ]
[ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ] [ 09:05 ب.ظ ] [ حوریه محمدپور ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||